گاهی برای انتخاب یک تئاتر، فقط دانستن اسم نمایش یا دیدن چند تصویر از پوستر آن کافی نیست. چیزی که بیشتر از همه اهمیت دارد، تجربهای است که بعد از بیرون آمدن از سالن با خودمان به خانه میبریم. من برای تماشای برجک پلاس به پردیس سینمایی روتانو رفتم و چیزی که برایم جالب بود، ترکیب متفاوتی بود که نمایش میان فضای جنگ، طنز و لحظات احساسی ایجاد کرده بود.

روتانو؛ شروع خوب یک شب تئاتری
تجربه من از «برجک پلاس» از خود سالن شروع شد. پردیس سینمایی روتانو در یک مجموعه تجاری شیک قرار گرفته و یکی از نکات مثبتش برای من، وجود پارکینگ و حتی جای پارک در اطراف مجموعه بود.
از طرف دیگر، قرار گرفتن روتانو در نزدیکی اتوبان باقری باعث میشود دسترسی به آن برای مخاطبانی که با خودرو به سالن میروند نسبتاً راحت باشد.
فضای خود سالن هم برایم جذاب بود. سالن مدرن، جدید و مرتب است و به نظرم برای میزبانی یک اجرای نمایشی، فضای مناسبی دارد. همین موضوع باعث شد قبل از شروع نمایش هم حس خوبی نسبت به شبی که قرار بود تجربه کنم داشته باشم.
اما چیزی که بعد از شروع نمایش توجه من را جلب کرد، تفاوت فضای «برجک پلاس» با چیزی بود که شاید از یک نمایش کمدی انتظار داشته باشید.

«برجک پلاس»؛ هم جنگ، هم طنز
اگر بخواهم «برجک پلاس» را در یک جمله توصیف کنم، میگویم نمایش شما را مدام بین دو فضای متفاوت جابهجا میکند؛ فضای جنگ و دفاع مقدس از یک طرف و فضای طنز از طرف دیگر.
همین تضاد یکی از ویژگیهایی بود که برای من نمایش را خاص کرد.
در یک لحظه در فضای جنگ قرار دارید و با حالوهوای آن دوران مواجه میشوید و چند لحظه بعد، همان فضا میتواند تبدیل به موقعیتی شود که سالن را از خنده پر کند.
این ترکیب باعث شده «برجک پلاس» صرفاً یک نمایش کمدی نباشد. نمایش تلاش میکند در کنار خنداندن مخاطب، او را با فضای دیگری هم همراه کند و در بخشهایی حتی احساسات تماشاگر را درگیر کند.
بخشی که بیشتر از همه خندیدم
در طول اجرا بخشهای مختلفی وجود داشت که واکنش تماشاگران به آنها کاملاً محسوس بود، اما شخصاً مکالمه شیرمراد با مادر و پدرش برای من یکی از بامزهترین قسمتهای نمایش بود.
نوع دیالوگها و بازی بازیگران در این بخش باعث شده بود فضای سالن کاملاً تغییر کند و صدای خنده تماشاگران به وضوح شنیده شود.
به نظرم یکی از نقاط قوت نمایش همین است که طنز آن فقط به چند شوخی جداگانه محدود نمیشود؛ بلکه در دل شخصیتها و موقعیتهایی که برای آنها ساخته شده، شکل میگیرد.
بازی حنیف مظفری
در میان بازیگران، بازی حنیف مظفری بیشتر از همه برای من جلب توجه کرد.
شخصیتپردازی شیرمراد و نوع حضور او در داستان، باعث شده بود این شخصیت یکی از محورهای اصلی تجربه تماشاگر باشد. بازی مظفری هم توانسته بود فضای طنز و جدی نمایش را در کنار هم حفظ کند.
به نظرم اجرای چنین نقشی ساده نیست؛ چون بازیگر باید بتواند در یک نمایش، هم مخاطب را بخنداند و هم زمانی که فضای داستان تغییر میکند، حس دیگری را به او منتقل کند.
این تغییر فضا در «برجک پلاس» یکی از مواردی بود که برای من جذابیت داشت.
جالبه که بدنید آقای حنیف مظفری نویسنده و کارگردان این نمایش شبانه کم نظیر است در ضمن این هنرمند نویسنده نمایش های پر مخاطبی همچون گشتاپو هم هست.

دکور؛ وقتی وارد فضای جنگ میشوید
یکی دیگر از چیزهایی که در زمان تماشای نمایش توجه من را جلب کرد، دکور صحنه بود.
از همان ابتدا نشانههای زیادی از فضای دفاع مقدس در طراحی صحنه دیده میشود. وجود المانهایی مثل نارنجک، اسلحه و خمپاره باعث شده بود فضای صحنه با موضوع نمایش هماهنگ باشد.
دکور کمک میکرد مخاطب راحتتر وارد فضای داستان شود؛ یعنی فقط بازیگران نبودند که فضای جنگ را ایجاد میکردند، بلکه خود صحنه هم در انتقال این فضا نقش داشت.
در واقع وقتی وارد سالن میشوید، قرار نیست فقط چند بازیگر را روی یک صحنه ببینید؛ طراحی صحنه هم تلاش میکند شما را وارد جهان نمایش کند.

موسیقی متفاوتی که فضای طنز را حفظ میکند
موسیقی نمایش هم برای من جالب بود.
موسیقی برجک پلاس صرفاً برای پر کردن فاصلهها یا ایجاد حالوهوای معمول یک نمایش استفاده نشده بود و در بخشهایی خودش به انتقال فضای طنز کمک میکرد.
این نکته برای من جذاب بود که حتی زمانی که نمایش در فضای جنگ قرار دارد، موسیقی میتواند رگههایی از طنز را در خودش داشته باشد.
در نتیجه موسیقی هم مانند بازی بازیگران و دکور، در ایجاد ترکیب متفاوت نمایش نقش داشت.
نمایشی که فقط قرار نیست شما را بخنداند
شاید اگر قبل از تماشای برجک پلاس فقط بدانید که با یک نمایش طنز طرف هستید، تصور کنید قرار است حدود دو ساعت فقط بخندید.
اما تجربه من چیز دیگری بود.
بله، بخش زیادی از نمایش با طنز و خنده همراه است و واکنش تماشاگران هم این موضوع را کاملاً نشان میداد؛ اما در بخشهایی از نمایش، فضای داستان تغییر میکند و نویسنده تلاش میکند مخاطب را به سمت فضایی احساسی و معنوی ببرد.
همین تغییر حالوهوا برای من یکی از جذابترین ویژگیهای نمایش بود.
اینکه بعد از یک بخش طنز، ناگهان با فضایی مواجه شوید که شما را به فکر فرو ببرد، باعث میشود تجربه تماشای «برجک پلاس» فقط یک سرگرمی ساده نباشد.

واکنش تماشاگران؛ سالن واقعاً غرق خنده بود
یکی از چیزهایی که معمولاً در تئاتر به آن توجه میکنم، واکنش مخاطبان است.
در اجرای «برجک پلاس» واکنش تماشاگران کاملاً مشخص بود. در بسیاری از بخشهای طنز، سالن پر از خنده میشد و این واکنشها نشان میداد که نمایش توانسته ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند.
از طرف دیگر، تغییر فضای نمایش در بخشهای احساسی باعث میشد حالوهوای سالن هم تغییر کند.
برای من این تغییر ریتم، نکته مثبتی بود؛ چون نمایش را از یکنواخت شدن دور میکرد.
چرا «برجک پلاس» را پیشنهاد میکنم؟
اگر بخواهم خیلی صادقانه و از نگاه یک تماشاگر بگویم، دلیل اصلی پیشنهاد من به دوستانم این است که «برجک پلاس» فقط یک نمایش با هدف خنداندن نیست.
این نمایش تلاش میکند چند حس مختلف را همزمان تجربه کنید؛

خنده، فضای جنگ، موسیقی، لحظات احساسی و حالوهوای معنوی.
ترکیب این عناصر باعث شده تجربه تماشای آن برای من متفاوت باشد.
بهخصوص اگر به تئاتر کمدی علاقه دارید اما دوست ندارید یک نمایش از ابتدا تا انتها فقط بر پایه شوخی و خنده جلو برود، «برجک پلاس» میتواند انتخاب جالبی باشد.
در یک نگاه
«برجک پلاس» برای من تجربهای بود که با یک تئاتر کمدی معمولی تفاوت داشت. از یک طرف موقعیتهای طنز و دیالوگهایی وجود داشت که باعث میشد تماشاگران از خنده سالن را پر کنند و از طرف دیگر، فضای دفاع مقدس و بخشهای احساسی و معنوی، وجه دیگری از نمایش را به مخاطب نشان میداد.
بازی حنیف مظفری، داستان متفاوت، طراحی صحنه با المانهای دفاع مقدس و موسیقیای که خودش در ایجاد فضای طنز نقش داشت، از بخشهایی بودند که بیشتر در ذهنم ماندند.
از طرفی، خود پردیس سینمایی روتانو هم بهعنوان محل اجرا، با فضای مدرن، جدید و امکانات مناسب و دسترسی خوب، تجربه رفتن به تئاتر را برای من راحتتر کرد.
اگر بخواهم در نهایت یک پیشنهاد دوستانه بدهم، میگویم اگر دنبال یک تئاتر کمدی متفاوت در تهران هستید و دوست دارید در کنار خنده، فضای جنگ و لحظات احساسی را هم تجربه کنید، «برجک پلاس» میتواند یکی از گزینههایی باشد که ارزش دیدن دارد.
من بعد از تماشای نمایش، آن را به دوستانم پیشنهاد میکنم؛ چون چیزی که از «برجک پلاس» در ذهنم مانده، فقط خندههای داخل سالن نیست، بلکه ترکیبی از طنز، فضای دفاع مقدس و احساس است که تجربهای متفاوت برای تماشاگر میسازد.

